العلامة المجلسي

1294

حياة القلوب ( فارسي )

مملكت خود فرمانها نوشت كه هر ساحر وجادوگرى كه در مملكت أو باشد به نزد أو بفرستند ، پس فرستادند ساحرى را كه از همهء ساحران ماهرتر بود وهر جادوئى كه توانست كرد ودر آن حضرت تأثير نكرد ، پس زهر كشنده‌اى آورد وبه آن حضرت خورانيد ، پس آن حضرت فرمود : « بسم اللّه الّذي يضلّ عند صدقه كذب الفجرة وسحر السّحرة » پس هيچ ضرر به آن حضرت نرسانيد ، پس آن ساحر گفت : اگر من اين زهر را به جميع أهل زمين مىخورانيدم هرآينه قوتهاى ايشان را مىكند واحشاى ايشان را مىريخت وخلقت همه را متغير مىكرد وديده‌هاى ايشان را كور مىكرد ، پس اى جرجيس ! توئى نور وروشنىبخش راه هدايت وچراغ ظلمات أهل ضلالت وتوئى حقّ يقين ، شهادت مىدهم كه خداوند تو بر حقّ است وهر چه غير اوست باطل است ، به أو ايمان آوردم وتصديق كردم به پيغمبران أو وتوبه مىكنم بسوى أو از آنچه مرتكب شدم . پس پادشاه أو را كشت ، وباز آن حضرت را به زندان فرستاد وأو را به أنواع عذاب معذّب گردانيد وفرمود أو را پاره پاره كردند ودر چاهى افكندند ومجلسي آراست ومشغول شد به شراب وطعام خوردن ، پس حق تعالى امر فرمود باد را كه ابر سياهى برانگيخت وصاعقه‌هاى عظيم حادث شد ، وزمين وكوهها بلرزيدند ومردم همه ترسيدند كه هلاك خواهند شد ، خدا ميكائيل را امر فرمود بر سر چاه آمد وگفت : برخيز اى جرجيس به قوّت خداوندى كه تو را آفريده ومستوى الخلقة گردانيده است . پس آن حضرت زنده وصحيح برخاست ، وميكائيل أو را از چاه بيرون آورد وگفت : صبر كن وبشارت باد تو را به ثوابهاى الهى . پس جرجيس عليه السّلام بازرفت به نزد پادشاه وفرمود : حق تعالى مرا بسوى تو فرستاده است كه به من حجت بر تو تمام كند ، پس سپهسالار لشكر أو گفت : ايمان آوردم به خداى تو كه تو را بعد از مردن زنده گردانيد وگواهى مىدهم كه أو حقّ است وهر خدائى غير أو هست همه باطلند ، وچهار هزار كس متابعت أو كردند وايمان آوردند وتصديق آن حضرت نمودند ، پس پادشاه همه را به شمشير قهر هلاك كرد وامر فرمود لوحى از مس ساختند وآتش بر روى آن افروختند تا سرخ شد وآن حضرت را به روى آن خوابانيدند و